سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى
26
روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )
سفارت رفتند و عمل شام و ناهار رونقى گرفته . باز هم حاج محمد تقى و حاج حسن دامن همت بر كمر زده مشغول پذيرايى شدند . جماعت كسبه از هرقبيل آمدند و باغ رونقى گرفت . ولى جماعت نوكرباب را نمىگذاشتند وارد باغ شود . مثل اينكه آدم نصر السلطنه كه سپهدار و رئيس توپخانهء مباركه است خواسته بود به زور برود كتك زيادى از آدمهاى سفارت و غيره خورده بود . بههرحال هرروز بر اجتماع متحصنين افزوده مىشد و مىشود . بعد از يك هفته خودم به واسطهء غيرى كه . . . « 1 » عضد الملك و حاج ميرزا سيد على سادات اخوى به حضرت معصومه رفتند كه شايد آقايان را بياورند و حضرت و الا نايب السلطنه پيغامى جهت تجار دادهاند كه صدر اعظم معزول شد و عضد الملك به قم رفت كه آقايان را بياورد . ديگر چرا از سفارت بيرون نمىآييد . جواب گفته بودند كه غرض ما عزل صدارت و آمدن آقايان نيست . دولت مختار در عزل و نصب صدارت است . ما را كارى به اين كارها نيست . ما ديوانخانهء عدالت از دولت استدعا مىكنيم [ 28 ] كه كسى بر ما تعدى نكند . فرستاده برگشت و پيغام را برد . گويا از طرف دولت بعد از اجتماع مردم در سفارت به حكومت قم و متوليباشى غدغن شده بود كه از آقايان پذيرايى نماييد . هريك از آقايان را در خانهاى منزل داده و مخارجى معين كردهاند . [ وضع ولايت ] از اين هنگامهء خروج آقايان دار الخلافه و اجتماع اهالى شهر در سفارتخانهء انگليس سرايت به ولايات داخله نموده است و همان قسم دكاكين را بستهاند . خراسان و شيراز و كاشان و قزوين و گيلان دكاكين را بستهاند . مطالب افواهى خيلى شنيده مىشود . اينقدر مىدانم هنگامهء غريبى است و تكليف دولت غيراجابت حاجت ملت نيست . ناچارست از اينكه ديوانخانهء ملى را داير نمايد . اگر رجال مملكت
--> ( 1 ) . نسخه يكى دو ورق افتادگى دارد .